به نام خداوند بخشنده و مهربان
سپاس پروردگار را که ما را مستعد نيک بختي و خوشي فرمايد تا در گروه نيکبختان وارد شويم.(صحيفه سجاديه دعاي اول)
روز جمعه و روزهاي تعطيل، روز شورش ايراني بر عليه طبيعت است . بار و بنه ترک ماشين وتاخت به سوي طبيعت.
اين فرصتي است که شايد بار بعدي باشد و شايد نباشد پس مردم فرصت را غنيمت مي دانند و اين فرصت را غنيمت شمردن کلاً چيز بدي نيست!! به شرط آنکه دمار طبيعت در نيايد!
در تفرج گاه باشي يا کنار رودخانه، در گوشه مي بيني عده اي بشدت مشغول کباب باد زدن هستند و عده با چشمان سرخ شده مشغول دميدن بر آتش، برخي هم پياپي دود قليان کام مي گيرند، و کباب را منتظرند، زمان به سرعت مي گذرد و مجال مرور همه اين تشريفات نيست! سالاد نيز در حال تدارک است،گفتگو ها موضوع خاصي ندارد، شايد نوعي آداب و تشريفات مذکور را تداعي کند. با خود مي گوئي " آيا در ذهن و زبان اين هموطنان اين سئوال مطرح مي شود" که:
"اي داد بر من! نکند برگرديم و خوش نگذرد"
در اين شير توي شير جمع دوستان جوان اعم از پسر و دختر جمع، که عده اي شان براي ديده شدن پرسه مي زنند و عده اي هم براي ديدن .
دوستان چاق ما هم همچنان لم داده اند و کودکان خود را تماشا مي کنند، و اين جگر گوشه هاي ناز ، جان و تن طبيعت را مي خلند، لابد آمده اند تفريح و اين نيز از تشريفات طبيعت گردي است.
و هر کس با دل و جان به موسيقي خود گوش سپرده، و بسته به زور بلند گو از موسيقي خود لذت مي برد. براي مثال فرض کنيد بلند گوئي صداي صد دارد و ديگري صداي 50 ؛ حال با محاسبه ساير صدا ها بايد به دقت برآيند قابل قبول که بتواني موسيقيت را گوش کني بشناسي.
راستي بي خيال پرندگان که برايشان مشخص نيست اينها که زير پايشان مي لولند و مي جوشند چه هستند و چه نيستند.
در دل دشت و دمن دخترکي را مي بيني که ناز کننان دسته گلي چيده است که شايد ظاهر بي فکرش پنهان شود !
اين سنگان حس کوه و کوه نوردي را تداعي نکرد؛ پس بماند براي بار دگر!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 15:15 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:53 توسط محمود مزینانی
|
يک هفته است رسيده ام. خيلي سرد است. بايد عادت کنم، وگرنه همين سه چهار ماه هم سخت ميگذرد. نزديک مرز است. گفته بودم، اما فکر نميکردم به اين نزديکي باشد. اين کوه هاي سفيد روبه رو را که رد کني ميافتي وسط کرکوک. آدم هاي کم حرفي هستند. گرم نميگيرند. سرايدار بهداري فارسي بلد نيست. همان روز اول؛ سرصبح، ناغافل آمد بالاي سرم. اسمش کريم است. جثهي ريزي دارد. زبانش هم بفهمي نفهمي ميگيرد. خواب بودم که ديدم يکي شانه هام را تکان مي دهد. گفتم:« بله؟ چيزي ميخواستي؟»
به کردي چيزهايي گفت که نفهميدم. گفتم: «فارسي بلد نيستي؟» بعد يک دفعه غيبش زد
منبع
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 16:31 توسط محمود مزینانی
|
به گزارش ايسنا،عكس مسعود حسینی دختری کوچک را نشان ميدهد كه در جریان یک انفجار انتحاری در مراسم عاشورای سال گذشته کابل در ميان كودكان كشته و مجروح شده ايستاده است و گريه ميكند.
به گزارش آسوشيتد پرس، اين عكس در ششم دسامبر سال 2011 ميلادي ثبت شده و گريه و شيون دختري 12 ساله به نام «ترانه اكبري» را به ثبت رسانده است.
از اعضاي خانواده ترانه که در این حادثه همراه او بودند، هفت نفر در این حادثه کشته شدند که یکی از آنها برادر هفت سالهاش ـ شعیب ـ بود.

بنا بر اين گزارش، در بخش عكاسي ويژه (Feature Photography) ، عکاس برنده پولیتزر، «کریگ اف. واکر» بود.
اين هنرمند براي « دِنوِر پست» كار مي كند و مجموعه عكسهاي او سربازان آمریکایی مبتلا به اختلال «استرس بعد از آسیب» (post traumatic stress disorder) را به تصوير كشيده است كه پس از حضور در افغانستان و عراق دچار آن شدهاند.
در بخش موسيقي نيز، «شب ساكت : اپرا در دو پرده» نوشته «كوين پوتس» برنده جايزه شده است.
جایزه پولیتزر (Pulitzer Prize) جایزهای در روزنامهنگاری، ادبیات و موسیقی است که بخشهای گوناگون دارد. این جایزه معتبرترین جایزه روزنامهنگاری در آمریکا است که هر ساله (از سال ۱۹۱۷) با نظارت دانشگاه کلمبیا به روزنامهنگاران (و نیز به نویسندگان و شاعران و موسیقیدانان) داده میشود. این جایزه بهنام بنیانگذار آن جوزف پولیتزر، روزنامهنگار مجاریتبار آمریکایی، در سده نوزدهم نامگذاری شده است.
همچنین هر ساله بنیاد پولیتزر جوایز نیم میلیون دلاری خود را به بهترین عکسهای خبری در زمینههای مختلف اهدا میکند که در میان تمام عکسهای خبری جهان به عنوان بهترین عکس خبری افشاگرانه و جسورانه معرفی میشوند.
ارتش ابلیس در جامه وهابی ها: نگاه من.
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 8:11 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 7:57 توسط محمود مزینانی
|
کلکچال در دامان خود سينه گشاده است تا غريب و گمنامي را ميزبان باشد. در دامن کوه دستم به دامن فکر نمي رسد و در ديار گمنامي فرصت بر پا کردن فکر پيچيده تر از هر صعود و فرودي مي نمايد. مهلت در گوشه گوشه ذهنم مي جويم تا کمي فکر کنم. انسان محبوس شده اي را مي مانم که در هيچ جهتي پرواز نمي توانم.
همين!
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 10:28 توسط محمود مزینانی
|

با اینکه در سن بازی و شیطنت هستند، ولی مثل افراد پا به سن گذاشته، گوشهای کز کردهاند و شاید درد میکشند؛ بیمارانی که موهایشان ریخته و با ماسکی که در بخش ویژه بیمارستان هم مجبور به استفاده از آن هستند، متفاوتترین کودکانی هستند که دیدهایم؛ کودکانی که همه دنیای والدینشان هستند، اما از بدِ روزگار، به دردی گرفتار شدهاند که تا چند سال به آنها زنجیر شده و سبکبالی کودکیشان را به یغما برده است.
به گزارش «تابناک»، زیاد عجیب نیست که آمار و ارقام خاصی در زمینه شمار کودکان مبتلا به سرطان در دست نباشد، همان گونه که آمار اعتیاد، ایدز و غیره هم سالهاست که به روز نشدهاند و چه بسا محرمانه تلقی میشوند!
این در حالی است که چندی پیش، مدیر عامل مؤسسه خیریه محک، خبر از چهار هزار و چهارصد کودک مبتلا به سرطانی به میان آورد که در پوشش خدمات این مؤسسه حمایت از کودکان سرطانی هستند و طبیعی است که این آمار، کمتر از شمار کودکان مبتلا به سرطان در کشور است.
رتبه سرطان در مرگ و میرهای کشور:
گزارشهای تایید نشده حاکی است، سالانه ۷۵ هزار نفر از هموطنانمان به این بیماری مبتلا میشوند و در این میان، میزان ابتلا به سرطان معده و خون، علاوه بر اینکه بیشترین آمار را از آن خود کردهاند، از چنان رشدی برخوردار است که میزان شیوع این دو نوع سرطان در کشورمان را بسیار بیشتر از کشورهای غربی کرده، در حالی که آمار شیوع دیگر سرطانها در ایران تا حدودی کمتر از کشورهای دیگر دنیاست.
سرطان درد بزرگی است؛ اگر دستت خالی باشد!
جدای اینکه علت بروز سرطان چیست، هزینههای درمان این بیماری بسیار سنگین تمام میشود و وقتی بیمهها که باید در این مواقع به کمک بیایند، از زیر بار هزینه داروهای سرطان شانه خالی میکنند، نتیجه خانوادههایی خواهد بود که مجبورند برای درمان یکی از اعضایشان، به زیر خط فقر سقوط کنند و چه بسا با رها کردن نیمه تمام روند درمان، به مرگ عزیزشان راضی شوند. شاید ریشه شکلگیری بنیادهای خیریه گوناگون در این زمینه، همین بخش از ماجرا باشد؛ مؤسسات خیریهای که جور بیمهها را میکشند و به یاری بسیاری از نیازمندان آمدهاند. این در حالی است محققان علوم پزشکی بر این باورند که در ده سال آینده، با رشد سه برابری سرطان در کشور روبهرو خواهیم شد و جدای اینکه باید برای بهبود خدمت رسانی به این بیماران تدبیر کنیم، چه بسا بد نباشد که هر کداممان، ماهانه مبلغ هر چند اندکی را برای کمک به این هموطنانمان به شماره حساب مؤسسات خیریه واریز کنیم.
ناگفته پیداست که بسیاری از مبتلایان، به دلایل گوناگون، توان مبارزه با این بیماری مرگبار را از دست میدهند و نتیجه این میشود که سرطان، سومین عامل مرگ و میر در کشورمان نام گرفته است؛ آماری دردناک که وقتی در گروه کودکان ارزیابی شود، تلختر هم جلوه خواهد کرد؛ جایی که سرطان، دومین عامل مرگ و میر کودکان پس از تصادفات شناخته میشود و بنا بر شنیدهها، هر ساله ۱۵۰۰ تا دو هزار فرد زیر پانزده سال به این بیماری مبتلا میشوند؛ مبتلایانی که اگر نوع بیماریشان را جدا کنیم، یک پنجمشان سرطان خون دارند.
دبیر انجمن خون و سرطان کودکان در این باره میگوید: شایعترین نوع سرطان در میان کودکان جهان، سرطان خون است، ولی متأسفانه در ایران هیچ آمار دقیقی درباره میزان شیوع این بیماری وجود ندارد. شایعترین سن ابتلای کودکان به سرطان خون، زیر ده سالگی است و بین سن یک تا ۹ سالگی درمان پذیری کودکان بهتر است، به شرطی که پس از گذشت پنج سال از قطع درمان، سرطان خون در آنها بازنگردد.
این فوق تخصص خون و آنکولوژی میافزاید: عامل ابتلا به سرطان خون تاکنون ناشناخته است، ولی بنا بر مطالعاتی که کشورهای جهان انجام شده، زندگی در کنار دکلهای فشار قوی برق، باعث ابتلای بیشتر کودکان به سرطان خون میشود. آلودگی هوا هم احتمال ابتلای کودکان به سرطان خون را افزایش میدهد و افزون بر اینها، عوامل ارثی و اکتسابی نیز در بروز این بیماری اثر گذار است.
تدارکات درمان چگونه است؟ برخی کارشناسان بر این باورند که هماکنون، ۸۰ درصد کودکان سرطانی در کشور به طور قطع درمان میشوند و اگر بیماران بموقع به پزشک مراجعه کنند، درمان قطعی به ۹۵ درصد هم خواهد رسید. این در حالی است که در میان انواع سرطان، 20 درصد این مبتلایان به سرطان خون دچار هستند و چه بسا سنجش میزان خدمت رسانی به درصد بزرگ، عیار خوبی برای ارزیابی کلیتر به دستمان خواهد داد.
اینجاست که دکتر رحیمینژاد میگوید: اکنون به شدت با کمبود تخت، تجهیزات و مراکز پیوند مغز استخوان روبهرو هستیم و فقط بیمارستان شریعتی و یک مرکز در شمال کشور در زمینه پیوند مغز و استخوان فعال هستند. از این روی، کمبود تخت و امکانات این مراکز، منجر به فوت کودکانی میشود که نیازمند پیوند مغز استخوان اورژانسی هستند. البته در زمینه پیوند مغز استخوان برای بزرگسالان نیز کمبود داریم.
دبیر انجمن خون و سرطان کشور میافزاید: در این زمینه، بسیار پایینتر از عربستان و ترکیه هستیم و ضروری است که در هر استان، یک مرکز پیوند مغز استخوان کودکان راهاندازی شود. البته برخی داروهای پیشرفته، گرانترند و گاهی به دلیل تحریمها با مشکلاتی در حوزه دارو مواجه هستیم که حتی در مقطعی، به از دست دادن جان برخی بیماران هم منجر شده است.
هزینههای گزافی که به گفته مدیر مؤسسه خیریه محک، برای طول دوره چهار ساله درمان، به چهل میلیون تومان هم میرسد و تنها درباره دارو، سالانه با افزایش ۱۰ تا ۲۵ درصد مواجه میشود؛ آن هم درشرایطی که نوسانات نرخ ارز را در نظر نگرفته باشیم.
کمک به پدر و مادرانی که نفس کودکانشان را میشمرند...
شاید شمار افراد مشهوری که کمک به کودکان سرطانی را وظیفه خود میدانند، کم نباشد، ولی بیگمان، کار هیچ کدام مثل ... نمیشود. خیلی با خودمان کلنجار رفتیم که نامش را بنویسیم یا نه اما ترجیح دادیم حالا که خودش پس از سالها رفت و آمد به بخش کودکان سرطانی یکی از بیمارستانهای پایتخت، علاقهای به طرح موضوع ندارد، ما چرا کاسه داغتر از آش شویم؟ اصلا چه فرقی میکند که این هنرمند بزرگوار اسمش چیست؟ مهم این است که این آقا، با وجود مشغله فراوانش، هر از چندگاهی به کودکانی سر میزند که حتی شاید بیرون از قاب تلویزیون، قادر به شناختنش هم نباشند و تنها به واکنش پدر و مادر و دور و اطرافیانشان میفهمند مهمانشان کیست و حالا چند سال است که این دیدارهای بدون مقدمه چینی ادامه دارد...
همه مؤلفهها به این نتیجه میرسند که شرایط تدارک دیده شده برای درمان کودکان سرطانی، بسیار اسفبار است و چه بسا اگر یاری برخی مؤسسات خیریه نبود، با فاجعهای روبهرو بودیم که به تنهایی برای زیر سوال بردن همه خدمات صورت گرفته در حوزه سلامت کافی بود؛ اما تأسفبار اینجاست که گویا هنوز هم کسی به فکر تدبیر این معضل نیست و گویا، این درد پدید آمده تنها ویژه پدر و مادرانی است که مجبور به شمارش نفسهای کودک دلبندشان هستند.
والدین درد کشیدهای که برای درمان فرزندانشان، نه کمکی از بیمه دریافت میکنند و نه هیچ کدام از مسئولان را پشت سر خود میبینند؛ با این اوضاع شاید بد نباشد که ما در هر سمتی که هستیم، گهگاهی به دیدن این بیماران فراموش شده برویم تا از لحاظ روحی هم که شده، یاریگرشان باشیم. شاید در این میان، برخی اشخاص تأثیرگذار هم ترغیب شوند که در این امر خیر مشارکت کنند و بدین ترتیب عقبماندگیها زودتر جبران شود!
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 7:58 توسط محمود مزینانی
|
مدیر کل دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست در گفتوگو با فارس خبر داد
زخم تیغ شکارچیان بار دیگر بر پیکر حیات وحش ایران/قطع دست یک پلنگ ایرانی
خبرگزاری فارس: مدیر کل دفتر حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست گفت: 12 بهمن امسال یک قلاده پلنگ ایرانی در تله شکارچیان استان گلستان گرفتار شد که این امر منجر به قطع دست این پلنگ در روز گذشته شد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:38 توسط محمود مزینانی
|
ما هم امیدواریم تمام سعودی ها بمیرند! صهیونیست ها هم به جهنم بروند!
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:22 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:21 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 16:18 توسط محمود مزینانی
|
رييس هيات كوهنوردي استان اصفهان درباره صعود كوهنوردان كاشان به كوههاي كركس و كشته شدن پنج نفر از آنها اظهارداشت: اين گروه 10 نفره از خبرگان اين رشته ورزشي بودند كه متاسفانه پنج نفر از آنها به دليل شكست برف، جان خود را از دست دادند.
به گزارش ایرنا، سيد مجتبي غلافگر با بيان اينكه پيكر دو نفر از آنها از زير برف بيرون كشيده شد، افزود: پيكر سه نفر از آنها نيز زير برف قرار دارد كه تلاش براي بيرون كشيده شدن جسد آنها از زير برف ادامه دارد.
غلافگر، ارتفاع برف در منطقهاي كه كوهنوردان كاشاني در آن مفقود شده اند را بيش از دو متر عنوان كرد و افزود: كوهنوردان ياد شده در قسمت 'يال جنوبي' منطقه 'اوره' كركس به دليل شكست برف ناپديد شدند.
به گفته وي، رييس هيات كوهنوردي كاشان نيز در بين فوت شدگان است.
وي از كوهنوردان و علاقه مندان به ورزش كوهنوردي خواست از رفتن به ارتفاعات اصفهان خودداري كنند و براي كسب اطلاعات بيشتر از شرايط ارتفاعات استان اصفهان با هيات كوهنوردي استان اصفهان تماس بگيرند.
روز گذشته گروههای امداد ونجات جمعیت هلال احمر موفق به نجات پنج نفر از این کوهنوردان شدند.
جمعه گذشته يك گروه 10 نفري از كوهنوردان كاشاني در برنامه صعود زمستانه خود، به رشته كوههاي كركس نطنز موسوم به «يال اوره» در ارتفاع دو هزار و 700 متري رفته بودند كه گرفتار بهمن شدند.
قله كركس با سه هزار و 980 متر ارتفاع در شمال استان اصفهان قرار دارد.
منبع
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 16:22 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 16:20 توسط محمود مزینانی
|
Always wanted to say “I do” mountainside? On February 14, couples getting married or renewing their commitment will gather outside the Ptarmigan Roost Cabin atop Loveland Basin’s Chair #2 for a mass wedding.
“It’s definitely more laid-back than a traditional wedding. We tailor the ceremony to celebrate our guests’ love of the mountains and, of course, each other,” said John Sellers, Loveland’s marketing director.
Not only is it possible to avoid renting out that cathedral your future mother-in-law wants you to tie the knot in, you and your spouse-to-be can also ski two-for-one in an ultimate expression of wedded bliss, unity, and thriftiness. Wedding cake and beer will be provided for all pre-registered couples.
For more information or to register, visit the link

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 8:56 توسط محمود مزینانی
|
Ski 4 Cancer is a Division of the 4 Cancer Group; a cancer respite charity with a sporting focus.
Ski 4 Cancer provides alpine based respite days and holidays for British families living with cancer. We also make grants to UK based palliative care institutions and fund research into the positive effects that excercise and respite trips can have on cancer prevention and recovery. Find out more about our objectives here.
In order to meet these objectives, Ski 4 Cancer raises funds by working closely with both the skiing and snowboarding communities. For Ski 4 Cancer, the alpine environment is both a vehicle for fundraising and convalescence. Find out how you can help here.
Ski 4 Cancer is run by a team of skiing and snowboarding enthusiasts. Join our snow sports community and help people living with cancer at the same time.
If you ski or snowboard, do it 4 Cancer!
http://www.ski4cancer.org/
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 23:15 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 8:16 توسط محمود مزینانی
|
در تاریخ ۲۶/۱۰/۱۳۹۰ موضوع" اول فکر بعد عمل" گذاشتم که مربوط میشد به گروهی از وب نویسان سیستان و بلوچستان وابسته به گروه گردشگری ورزشی استان سیستان و بلوچستان.
ظاهراْ مشکل ایشان حل و فصل شده و سایتشان براه. از لحاظ ساختار در ابتدای راهند و محتوای زیادی ندارند ولی اگر تداوم داشته باشند موفق خواهند شد.
بی گمان مشکل سایتهای ایرانی بروز رسانی و محتواست.البته یکی از مشکلاتشان.
برای این دوستان آرزوی موفقیت دارم.
مطلب زیر از این گروه است:
سواحل زيبايي - چابهار.
شهرستان چابهار با مساحتی حدود 24729 کیلومتر مربع در منتها الیه جنوب شرقی ایران در کنار آبهای گرم عمان واقع شده است . این شهرستان از شمال به شهرستان های ایرانشهر و نیکشهر از جنوب به دریای عمان از شرق به پکستان و از غرب به استان های کرمان و هرمز گان محدود است .
پوشش گياهي شهرستان چابهار عليرغم بارندگي كم نسبتاً انوه مي باشد و از تنوع خاصي برخوردار است.
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 8:38 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 15:57 توسط محمود مزینانی
|

بهنام درویشی شاهکلایی
تابناک
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 15:51 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 15:49 توسط محمود مزینانی
|
منبع
Six essential yoga poses for climbers
My physical therapist, a triathlete, recently told me that climbing puts more intense stress on my body than any other sport does. “Your lats are overdeveloped, your shoulders pull forward, your neck is strained, your hamstrings are tight,” she told me. “Just stop climbing.”
Of course, I won’t stop climbing. So what to do? Start stretching consistently, say climbers Olivia Hsu, a yoga instructor, and Heidi Wirtz, a long-time yoga practitioner. And the smartest way to stretch? Yoga.
“Yoga balances out climbing,” Hsu explains. She trains hard and climbs 5.13+, but in yoga she favors gentler poses that open her chest and stretch hamstrings, legs, and hips. “I can do the power postures,” she says, “but that doesn’t translate to injury prevention for climbing.”
Wirtz also find many benefits. “Yoga promotes balance, increases core strength, calms your mind, and teaches you how to be in your body,” she says. Wirtz initially practiced yoga to manage painful sciatica, but now incorporates it into her daily fitness routine.
Wirtz and Hsu recommend this series of six yoga poses for climbers to stretch all the major muscle groups and improve balance. Do them in the suggested order and “flow” them together into one session, moving from each posture back to Mountain pose, and then on to the next.
Maintain steady breathing throughout your practice. Inhale as you establish the posture, and then breathe deeply and rhythmically as you hold the pose. “As with climbing, before you initiate movement, relax and focus on your breath,” Wirtz says.
Beginning your yoga practice
-
Start by expanding your full back with a deep breath and lengthening the sides of your body.
-
Always begin with and return to Mountain pose.
-
Hold each pose for 30 to 60 seconds.
-
Do asymmetrical poses on each side.
-
Don’t strive for maximum extension, especially if you are new to yoga.
-
Focus on standing up tall, without sticking your buttocks or chest out.
Mountain
-
Stand with heels slightly apart, big toes touching. Balance your weight evenly by lifting and spreading your toes and rocking your body on your feet.
-
Lift your kneecaps, strengthen the inner arches of your feet, turn the upper thighs slightly inward, and draw your pubic bone and tailbone toward each other.
-
Lift your upper body without sticking your ribs out, stretch your shoulder blades back, and drop your shoulders.
-
Drop and straighten your arms, opening your palms in front of you.
-
Grow tall through the crown of your head, chin parallel to the floor.
-
Allow your tongue to be flat on the floor of your mouth.
-
Soften your eyes.
Body benefits:
Eagle
-
With knees slightly bent, lift your left foot and balance on your right.
-
Reach up with your arms and sink into your hips to create a sense of the spine lengthening and straightening.
-
Cross your left thigh over the right, left toes pointed to the floor. Then, try to wrap the top of your left foot around the lower right calf. Hips face forward.
-
Cross your forearms, placing your right above left, and bend the elbows. Press the inside of your left hand against the lower part of the palm of your right hand.
-
Raise the arms and bend at the elbows so that the upper arms are parallel to the ground, fingers stretched upward.
Body benefits:
Climbing applications:
-
Limber upper-body muscles have increased blood flow, which promotes faster recovery.
-
Strengthens knees and ankles and improves overall balance, helping climbers stand on small holds.
Caution:
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 12:53 توسط محمود مزینانی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 16:10 توسط محمود مزینانی
|
تنها ساختمان تاريخي اداره راه ايران که به آن «اداره طرق» ميگفتند، در معرض فروش و تخريب قرار گرفته است. اين اداره درشهرستان انار در استان کرمان به عنوان اثر ملي ثبت شده و وزارتخانه راه و ترابري که مالکيت اين مکان تاريخي را دارد، مجوز فروش آن را صادر کردهاست. اکنون در مقابل ساختمان اداره طرق چندين کاميون ماسه و پوکه معدني تخليه شده است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:7 توسط محمود مزینانی
|
برخی وبلاگها اجازه امکان برداشت مطلب را نمی دهند. البته من هم وقتی با این شرایط مواجه می شوم از برداشت مطلب صرف نظر می کنم گواینکه اگر یک خط از جائی برداشت کرده باشم منبع آنرا هم ذکر می کنم ولی موضوع اینجاست که چرا این اتفاق می افتد؟
قطعا به خاطر نگه نداشتن حرمت منبع حال با هر شخصیتی(حقوقی و یا حقیقی).
نتیجه اخلاقی با شما!!
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 8:20 توسط محمود مزینانی
|
خبرگزاری فارس: دربند در کوهپایه های شمال تهران محل تفریح مردم این شهر دودزده است تا ساعتی را در طبیعت و دور از هیاهوی شهر استراحت کنند اما اینجا جایی است که چای را با آب آلوده به فاضلاب تهیه میکنند و آلوچههایش پاتوق مگسهاست.
منبع
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 8:8 توسط محمود مزینانی
|
مشرق:روز یکشنبه شاهد برگزاری دیدار تیم های فوتبال استقلال تهران و تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه یادگار امام بودیم؛ جدالی که منتهی به پیروزی میهمان شد. این نتیجه باعث تثبیت جایگاه آبی های تهران در صدر و سقوط یک پله ای سرخ ها در جدول رده بندی لیگ برتر شد.
البته، شکست امیر قلعه نویی در یک دوئل حساس با پرویز مظلومی را نیز فراموش نکنید که خود داستان مفصلی دارد.
از همه اینها که بگذریم، اتفاقات حاشیه این بازی ست که اذهان را به خود متوجه کرده است. بار دیگر شاهد رفتارهای خارج از عرف از سوی تماشاگران تراکتورسازی بودیم. این ماجرا در حالی روی داد که به نظر میزبان و هوادارانش، داور دارای اشتباهاتی بود که منجر به تغییر نتیجه شد که البته، بررسی فنی آن، موضوع این نوشتار نیست و کارشناسان درباره آن صحبت کرده و خواهند کرد.
آنچه زمینه ساز تعجب و افسوس علاقمندان به فوتبال شد، نوع واکنش هواداران تبریزی به نتیجه این بازی بود. آنها که شکست و از دست رفتن کورس در صدر جدول را حاصل این مسابقه می دیدند، شروع به پرتاب برف و استفاده از الفاظی کردند که جای طرح آنها نه در یک رسانه، که در هیچ مکان دیگری نیست.
این برای اولین بار نیست که تبریزی ها چنین رفتارهای خارج از قواعد و مغایر شان را نشان می دهند. متاسفانه، این رویه در حال نهادینه شدن است که اگر این تیم موفق به کسب پیروزی نشود، سایر عوامل درگیر در یک بازی، اینگونه مورد ناملایمتی قرار گیرند. البته بگذریم از اینکه به هر حال، در صورت وقوع اشتباه، آن نیز جزو قواعد این رشته است.
به نظر می رسد ناتوانی مدیریت تراکتورسازی در هدایت صحیح و شایسته هواداران موجب شده تا شاهد یک بی نظمی در سکوهای ورزشگاه یادگار امام باشیم که عدم مهار آن، آسیب های جدی را به این رشته ورزشی وارد خواهد کرد؛ اگرچه تا کنون نیز منجر به این اتفاق شده است.
از سویی، عدم واکنش قانونی و صریح فدراسیون فوتبال به ناهنجاری های این تیم زمینه ساز تکرار اتفاقاتی مانند آنچه دیروز شاهد بودیم، شده است. اگر متولیان این رشته، برخوردی قاطع و نافذ با نا آرامی ها و بی اخلاقی های ورزشگاه ها داشته باشند، نه تنها شاهد این برخوردها نخواهیم بود؛ که آرام آرام جو مکان های فوتبالی به سوی رفتارهای اخلاقی و مناسب تغییر خواهد کرد.
به نظر می رسد تا روزی که مصلحت ها و احتیاط ها مبنای تصمیمی سازی باشد، همواره با این پرسش مواجه خواهیم بود که "با تبریز و رفتارهای به دور از اخلاق روی داده در آن چه باید کرد؟"
منبع
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 8:7 توسط محمود مزینانی
|
بعد از مدتها از پس درگیری با مچ پای آسیب دیده به ضرب و زور خواهرم رفتم کوه.
توچال احتملا گزینه سنگینی بود زیرا به سنگ سیاه نرسیده با اطمینان کامل اعلام کردم که نمی توانم و باید برگردم. البته از حرکت ابرها پیدا بود که در ارتفاع بالاتر سرعت باد آزار دهنده خواهد شد.
چه خوب که برگشتم. اساسا در فرود مشکل دارم.
الآن عضلاتم گرفته و فکر کنم تا پایان هفته کم کم اسید لاکتیک توی عضلاتم دفع شود.
ولی سخت بود.
و از قرار من توی چال رفتم یا شاید توی چاله افتادم. یا شاید توی گل گیر کردم. باید بیشتر تمرین کنم.
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 8:52 توسط محمود مزینانی
|
| بروجرد - خبرگزاری مهر: بروجرد دیار زیبایی های معماری ایرانی - اسلامی است که هنوز ساختار تاریخی خود را حفظ کرده و به لحاظ وجود خانه های تاریخی از شهرستانهای منحصر به فرد است. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، شهرستان بروجرد که به سبب وجود فرهیختگانی چون آیت الله بروجردی، دکتر سید جعفر شهیدی، عبدالحسین زرین کوب و ... به نام "دیار فرزانگان" شهرت دارد یکی از تاریخی ترین و مهم ترین شهرستانهای لرستان محسوب می شود.
این شهرستان به واسطه قدمت دیرین و وجود آثار تاریخی تجلیگاه معماری ایرانی - اسلامی است که تاکنون در حد شایسته خود معرفی نشده است. |
منبع: خبرگزاری مهر
ادامه را در ادامه مطالب بخوانید...
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 8:43 توسط محمود مزینانی
|
زنان > ورزش - فریبا خانی:
سرعت باد در این نقطه از زمین معمولاً بیش از 200 مایل در ساعت است. این نقطه از زمین سردترین و بادیترین نقطهی جهان بهحساب میآید. در حقیقت کمترین دمای ثبتشده تا به امروز متعلق به این قاره است؛ یعنی منفی 89 درجهی سانتیگراد.
جنوبگان را میگویم؛ قارهای در قطب جنوب که در سال 1840 بهعنوان یک قاره شناخته شد. قارهای که 98 درصدش ازیخهای جامد تشکیل شده. حالا فکرش را بکنید، آیرین شیوایی در سال 1386 وقتی فقط 19 سال داشت بهعنوان اولین زن ایرانی به قطب جنوب سفر کرد.
آیرین وقتی نوجوان بود، مقالههایی دربارهی نجوم مینوشت و خبرنگار افتخاری دوچرخه بود. و حالا دوچرخه درحالی شمع یازده سالگیاش را فوت میکندکه نوجوانان بسیاری مثل آیرین با او رکاب زده و بزرگ شدهاند. برخی از آنها همین نزدیکها هستند و بعضیها مثل آیرین شیوایی کمی دورند. این روزها آیرین در حال گذراندن دورهی دکترا در رشتهی نجوم است، در دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید. از راه دور با او به گفتوگو مینشینیم.
برای من هیجان سفر آنقدر زیاد بود که چیزی از سرما و سختیهای دیگر سفر اذیتم نکرد. چنین سفری آنقدر ارزشمند است که مسائلی مثل سرما مانعی برای آن نباشد. آمادگی جسمانی بستگی به نوع سفر دارد. سفر ما، هم مدت کوتاهی طول کشید، هم راهپیماییهای طولانی و سخت نداشت و هم فصل تابستانِ نیمکرهی جنوبی بود. بههمینعلت آمادگی جسمانی خاصی برای آن لازم نبود.
برای سفر دو هفته ای ما که اقامتان نیز در کشتی بود، تغذیه عادی، سه وعده در روز کافی بود.
جنوبگان، بیشک بکرترین قارهی زمین است. دیدن این سرزمین فوقالعاده زیبا و بکر، بسیاربسیار متفاوت از شنیدن دربارهی آن بود. هرچند پیش از سفر بسیار هیجانزده بودم و دربارهی این منطقه زیاد مطالعه کردم اما دیدن آن از نزدیک تجربهی منحصربهفردی بود. جنوبگان، سرزمین یخها و پنگوئنهاست. تا چشم کار میکند بیکرانگی اقیانوس و کوههای یخی شناور و سربهفلک کشیده است. پنگوئنها، پرندهها، نهنگها و فُکها ساکنان اصلی این سرزمین هستند.
حالا با امکانات زیادی که بشر در اختیار دارد، سفر به جنوبگان مثل گذشته پرخطر نیست. ما سوار بر کشتی از سواحل آرژانتین حرکت کردیم و بهسمت شبه جزیرهی جنوبگان رفتیم. خطر خاصی، جز خطرهای احتمالی مانند طوفان دریایی شدید، ما را تهدید نمیکرد. کشتی ما یک کشتی یخشکن بود که مخصوص سفر به مناطق یخی است. سرمای زیاد و مداوم کمی شرایط سفر را سخت میکرد، اما پوشش مناسب میتوانست آن را قابل تحمل کند.
زمانیکه من به جنوبگان سفر کردم تابستانِ نیمکرهی جنوبی بود و این به معنای آن است که تمام مدت سفر روز بود و شبِ تاریک اتفاق نمیافتاد. گرچه خورشید غروب میکرد اما آنقدر زیر افق نمیرفت که آسمان کاملاً تاریک شود.
یخچالشناسی رشتهی بسیار جالبی است که در طول سفرم با آن آشنا شدم. مانند بسیاری از علوم دیگر همچنان به آن علاقه دارم، اما نه برای ادامه تحصیل. رشتهای که برای شغل آیندهتان انتخاب میکنید باید آنقدر برایتان جالب باشد که بتوانید باقی عمرتان را برای آن صرف کنید، آن هیجان اولیه به تنهایی کافی نیست.
بله، قطبهای زمین، قربانیان اصلی گرمایش زمین هستند. علاوه بر گرمایش زمین که موجب تغییر اقلیم قطبها میشود، اثرات مخربی بر کلِ مناطق کرهی زمین میگذارد، مسائلی همچون انقراض گونههای حیوانات قطبی نیز موجب نگرانی دوستداران محیط زیست است.
نه، همیشه برایم جالب بود اما هیچوقت فکر نمیکردم روزی پایم به قطب برسد!
منبع:همشهری آنلاین
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 8:39 توسط محمود مزینانی
|

کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء میکنند انسانهای منطقی هستند
کسانی که بر عکس عقربههای ساعت امضاء میکنند دیر منطق را قبول میکنند و بیشتر غیر منطقی هستند
کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پافشاری در امور دارند
کسانی که از خطوط افقی استفاده میکنند انسانهای منظّم هستند
کسانی ک با فشار امضاء میکنند در کودکی سختی کشیدهاند
کسانی که پیچیده امضاء میکنند شکّاک هستند
کسانی که در امضای خود اسم و فامیل مینویسند خودشان را در فامیل برتر میدانند
کسانی که در امضای خود فامیل مینویسند دارای منزلت هستند
کسانی که اسمشان را مینویسند و روی اسمشان خط میزنند شخصیت خود را نشناختهاند
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء میکنند ، کسانی هستند که میخواهند به قله برسند
بی شک بیان مطالب افکار مختلف نشانه ی تائید آن نمی باشد
منبع
+
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 13:42 توسط محمود مزینانی
|